یادداشت: ترور سریع و بازداشت فرمانده داعش؛ نشانه‌های بازآرایی جنگ خاموش ژئوپولیتیکی

اخبار منطقه - کد خبر: 2867 | پنجشنبه، 04 جدی 1404

ترور ناجوانمردانه اکرام‌ الدین سریع، افسر پیشین نیروهای امنیتی جمهوریت افغانستان، در روز روشن در تهران، را نمی‌توان صرفا در چارچوب یک حادثه جنایی یا تسویه‌حساب فردی تحلیل کرد. این رخداد در متن جنگ خاموش استخباراتی و باز ارایی میدان ژیوپولیتیکی منطقه معنا می‌یابد؛ جایی که افغانستان همچنان به‌عنوان گره بحران و صحنه جنگ‌های نیابتی قدرت‌ها ایفای نقش می‌کند.


ترور ناجوانمردانه اکرام‌ الدین سریع، افسر پیشین نیروهای امنیتی جمهوریت افغانستان، در روز روشن در تهران، را نمی‌توان صرفا در چارچوب یک حادثه جنایی یا تسویه‌حساب فردی تحلیل کرد. این رخداد در متن جنگ خاموش استخباراتی و باز ارایی میدان ژیوپولیتیکی منطقه معنا می‌یابد؛ جایی که افغانستان همچنان به‌عنوان گره بحران و صحنه جنگ‌های نیابتی قدرت‌ها ایفای نقش می‌کند.

اکرام الدین سریع نماد حافظه نهادی جمهوریت، تجربه میدانی در مقابله با تروریزم و سرمایه بالقوه برای هرگونه بازسازی امنیت ملی در اینده بود. حذف او در مهاجرت، نه حذف یک فرد، بلکه حذف یک (امکان تاریخی) است؛ امکانی که می‌توانست در برابر مهندسی ناامنی و باز تولید تروریزم در محور افغانستان نقش ایفا کند.

تحلیل‌های اولیه نشان می‌دهد که اغلب ترورهایی که در ایران رخ داده‌اند، از ادرس سازماندهی عوامل استخبارات اسراییل شناسایی شده است. با این حال، اینکه ترور اکرام‌الدین سریع توسط عوامل طالبان انجام شده باشد، تا زمان انتشار نتیجه تحقیقات رسمی استخبارات ایران مشخص نیست.

انسجام اخیر گروهک‌های تکفیری ضد جمهوری اسلامی ایران در بلوچستان، همچنین می‌تواند در انجام چنین عملیات‌هایی نقش داشته باشد و از این طریق، در نظم ترانزیت جنگ منطقه و راهبرد غربی‌ها جهت ایفای نقش تاثیرگذار باشد. انتخاب تهران به‌عنوان صحنه این ترور نیز حامل پیام راهبردی است و نشان می‌دهد که جغرافیای مهاجرت و تبعید افغان‌ها به میدان تازه‌ای از رقابت‌های استخباراتی بدل شده است.

در همین بستر، بازداشت یک فرمانده ارشد داعش خراسان توسط استخبارات ترکیه در مرز افغانستان و پاکستان با هماهنگی استخبارات طالبان، بعد مکمل همین بازارایی میدان را اشکار می‌سازد. این رویداد صرفا یک موفقیت ضدتروریستی نیست، بلکه نشان‌دهنده ورود فعال بازیگران جدید به مدیریت پرونده داعش و مهندسی جنگ نیابتی در محور افغانستان است. ترکیه با این اقدام می‌کوشد جایگاه خود را به‌عنوان شریک امنیتی غرب و بازیگر موثر در نظم نوظهور منطقه‌ای تثبیت کند و از پرونده داعش به‌عنوان کارت ژیوپولیتیکی در مناسبات با ناتو و رقابت با دیگر قدرت‌های منطقه‌ای بهره گیرد. بدین معنا، بازداشت این فرمانده داعش، بیش از انکه پایان یک شبکه باشد، بخشی از تنظیم و بازچینی میدان بازی است.
هماهنگی استخبارات طالبان در این عملیات نیز از راهبردی پرده برمی‌دارد که در ان طالبان می‌کوشند تهدید داعش را به سرمایه مشروعیت سیاسی بدل سازند. انان با نمایش همکاری‌های ضدترور، در پی انست که خود را تنها نیروی قادر به مهار داعش معرفی کرده و از این مسیر، راهی برای خروج تدریجی از انزوای سیاسی و کسب مشروعیت امنیتی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی بیابند. در این منطق، داعش هم دشمن واقعی طالبان است و هم ابزار چانه‌زنی انان با بازیگران بیرونی؛ ابزاری که می‌تواند همزمان برای سرکوب داخلی و معامله سیاسی خارجی مورد استفاده قرار گیرد.

در سوی دیگر این معادله، برداشت غالب در میان نخبگان افغان این است که استخبارات پاکستان همچنان در حمایت پنهان، تسهیل ترانزیت و مهندسی بخشی از شبکه‌های داعش خراسان نقش دارد. این نقش در چارچوب راهبرد دیرینه پاکستان برای مهار تحولات افغانستان، حفظ ابزار فشار بر طالبان و انتقال میدان جنگ از خاک خود به افغانستان قابل فهم است. از این منظر، بازداشت یک فرمانده داعش در مرز افغانستان و پاکستان نه الزاما پایان این مهندسی، بلکه نشانه‌ای از اختلاف، بازتنظیم یا جابه‌جایی درونی این پروژه پیچیده استخباراتی تلقی می‌شود. از سوی دیگر، احتمال دارد این عملیات با هدف نزدیک شدن ترکیه به موضع ضدغربی کشورهای منطقه مانند روسیه، چین و ایران طراحی شده باشد، به‌ویژه در زمانی که موضع ترکیه در سوریه با فشار اسراییل تضعیف شده و قرار است اردوغان سفر مهمی به تهران داشته باشد. این می‌تواند مانوری از نزدیکی ترکیه به موضع منطقه‌ای جدید و حفظ تعادل در محور غرب–شرق باشد.

مجموع این تحولات نشان می‌دهد که داعش خراسان در این مرحله بیش از انکه یک گروه صرفا ایدیولوژیک باشد، به ابزار سیال پروژه (ترانزیت بحران) بدل شده است؛ پروژه‌ای که هدف ان صدور ناامنی از افغانستان به حوزه‌های پیرامونی چون ایران، اسیای مرکزی، چین و حتی روسیه است تا افغانستان همچنان به‌عنوان گره انتقال بحران در تقابل ژیوپولیتیکی شرق و غرب باقی بماند. در چنین طرحی، مدیریت، مهار یا حتی قربانی‌سازی بخشی از شبکه‌های داعش نه برای نابودی تروریزم، بلکه برای تنظیم موازنه قدرت میان بازیگران بزرگ انجام می‌گیرد.

پیوند میان بازداشت فرمانده داعش و ترور اکرام‌الدین سریع روشن است. اگر بازداشت فرمانده داعش نشانه مهندسی و بازارایی میدان جنگ نیابتی است، ترور سریع نشانه حذف نیروهای ناهمسو و مزاحم این مهندسی است. سریع با تجربه ضدترور و جایگاه نمادین خود، می‌توانست در اینده به یکی از حلقه‌های بازدارنده در برابر بازتولید تروریزم و پروژه ترانزیت بحران بدل شود. حذف او پیامی صریح به بدنه امنیتی جمهوریت و نیروهای ملی دارد: هر ظرفیتی که بتواند به‌طور مستقل در برابر این بازی بزرگ بایستد، هزینه خواهد داد. در این میان، منافع طالبان نیز قابل توجه است؛ ان‌ها می‌توانند با حذف نیروهایی که در جبهه اپوزیسیون با شعار اول مذاکره با طالبان در همایش همصدایی موضع گرفتند، هم نفوذ خود را در داخل جبهه مخالف حفظ کنند و هم فرصت چانه‌زنی با قدرت‌های غربی و منطقه‌ای را تقویت نمایند، در حالی که راهبرد غرب و پاکستان همچنان بر گسترش جنگ، براندازی طالبان و ترانزیت بحران از افغانستان در یک فضای ناامن و کنترل‌شده تعریف شده است.

این وضعیت، اپوزیسیون ملی افغانستان را در برابر یک ازمون تاریخی قرار می‌دهد. در شرایطی که بازیگران بیرونی با ابزارهایی چون داعش، ترور هدفمند و مهندسی ناامنی، اینده افغانستان را طراحی می‌کنند، پراکندگی، رقابت‌های درون‌گروهی و نبود ساختار مشترک در میان اپوزیسیون، ان را از یک کنشگر بالقوه به موضوع این مهندسی بدل می‌سازد. اگر اپوزیسیون به انسجام تشکیلاتی واحد نرسد، احتمال دارد دامنه ترورهای بعدی از حذف نظامیان جمهوریت مقیم ایران به حذف رهبران جمهوریت در ترکیه نیز گسترش یابد. ترور اکرام‌الدین سریع هشداری است که بدون چتر تشکیلاتی و حفاظت جمعی، سرمایه‌های انسانی و امنیتی افغانستان، حتی در مهاجرت، یکی‌ یکی حذف خواهند شد.

از این‌رو، انسجام تشکیلاتی اپوزیسیون ملی، ایجاد رهبری مشترک و تدوین راهبرد واحد ملی، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی تاریخی برای حفظ امکان اینده افغانستان است. تنها در سایه چنین انسجامی است که اپوزیسیون می‌تواند از موضع واکنشی خارج شده و به کنشگری فعال در برابر پروژه ترانزیت بحران و باز ارایی جنگ خاموش ژیوپولیتیکی بدل گردد و از افغانستان به‌عنوان یک سوژه ملی در نظم نوظهور منطقه‌ای دفاع کند. در غیر ان، حذف‌های خاموش ادامه خواهد یافت و افغانستان، چه در داخل و چه در مهاجرت، همچنان قربانی بازی بزرگ قدرت‌ها باقی خواهد ماند.

نویسنده: سید باقر احمدی


اشتراک گذاری خبر:
تازه ترین خبرها

تکذیب خبر لغو پروازهای استانبول به تهران/ پروازها ادامه دارد
واکنش امارت اسلامی به شایعات حمله بر رهبر
درخواست چین برای آتش‌بس فوری میان کابل و اسلام‌آباد
تأکید کابل بر دفاع مشروع و حل مسالمت‌آمیز تنش‌ها
خارج‌نشینان معادله؛ محقق: جنگ میان طالبان و پاکستان ارتباطی به مردم افغانستان ندارد
طالبان مدعی حملات هوایی به پاکستان در نزدیکی اسلام‌آباد شدند
افزایش انتقالات ریلی خواف–هرات تا ۲۰۰ هزار تُن
هشدار امارت اسلامی به پاکستان درباره پاسخ نظامی
شرط کیم جونگ اون برای عادی‌سازی روابط با امریکا
تهدید تازه کابینه وابسته به ریاض علیه صنعاء
افزایش ۱۸ درصدی رسیدگی به دعاوی شرعی زنان
قرارداد ۵۰۰ هزار دالری صحی برای غور و بادغیس
توزیع کمک‌های غذایی برای خانواده‌های نیازمند در غزنی
تمجید وزیر خارجه صهیونیست از پیوند با امریکا
شمار شهدای غزه پس از آتش‌بس ادعایی بالا رفت
تأکید بر نقش دیپلماسی فرهنگی در همگرایی کابل و تهران
سفیر ایران: تنش تازه کابل و اسلام‌آباد نگران‌کننده است
توزیع گندم و پول نقد به مهاجران دایکندی
نطق دو ساعته ترامپ در کنگره و تداوم شکاف‌ها
هشدار مسکو درباره «بازی هسته‌ای» لندن و پاریس
چندین پروژه بزرگ آبرسانی و عایداتی در کابل تصویب شد
تفاهم‌نامه ۱۴۵ هزار دالری برای تقویت تاب‌آوری غور
هلال احمر به هزاران بیمار در میدان وردک رسیدگی کرد
بیش از سه‌هزار بیمار در پروان خدمات صحی گرفتند
مجاهد: خاک افغانستان علیه هیچ کشور استفاده نمی‌شود
خنثاسازی مهمات منفجرناشده جنگ‌های گذشته در قندوز
شکایت رسمی افغانستان از حملات هوایی پاکستان در ملل متحد
تهران: روابط با افغانستان خوب است، نگران پاکستانیم
شهادت ۸ محصل در حملات هوایی پاکستان بر پکتیکا
رایزنی تلفنی تهران و مسقط درباره گفت‌وگوهای هسته‌ای