منطقه بهسوی بازگشت «ژئوپلیتیک تاریخ» در حرکت است؛ جایی که جنگ کریدورها، روایتهای قومی، پروژههای پانترکیستی و پیمانهای امنیتی بههم گره خوردهاند. همانگونه که در دوران صفویها، نادر افشار و احمدشاه درانی، حوزه خراسان محور بازیهای قدرت منطقهای بود، امروز نیز افغانستان و خراسان تاریخی بار دیگر در مرکز رقابت شرق و غرب قرار گرفتهاند.
تلاش پاکستان و ترکیه برای دور زدن افغانستان و احتمال احیای روایت خراسان و سند در تقابل «کمربند ـ جاده» و کریدور «عرب ـ مد» تحولات جاری خاورمیانه و آسیای مرکزی دیگر صرفاً رقابت اقتصادی نیست؛ بلکه بازتاب «جنگ ژئوپلیتیکی کریدورها» میان شرق و غرب میباشد. پروژه «یک کمربند و یک جاده» چین و پروژه «عرب ـ مد» یا دهلیز هند ـ خاورمیانه ـ اروپا، منطقه را وارد مرحله تازهای از صفبندیهای استراتژیک ساخته است. در همین چارچوب، تنشهای اخیر در اجلاس بریکس در هند و اختلاف لفظی میان وزیر خارجه ایران و امارات متحده عربی را نیز میتوان بخشی از رقابت پنهان بر سر مسیرهای ترانزیتی آینده دانست. زیرا امارات، هند، اسرائیل و برخی کشورهای عربی در محور کریدور عرب ـ مد قرار دارند، در حالیکه ایران و چین در تلاش حفظ مسیرهای بدیل آسیایی میباشند. پاکستان و ترکیه نیز همزمان در تلاشاند افغانستان را از معادلات ترانزیتی آینده دور بزنند. ترکیه با شعار پانترکیزم و طرح «کریدور میانی» بهدنبال اتصال جهان ترک از آسیای مرکزی تا آناتولی است و پاکستان نیز با توسعه جادههای چترال بهسوی واخان بدخشان و تاجیکستان میکوشد با حذف موقعیت زمینی افغانستان، مسیر مستقیمی به آسیای مرکزی ایجاد کند. در کنار این روند، «جنگ روایتها» نیز شدت گرفته است. روایت پانترکیزم و طرح «ترکستانخواهی» در افغانستان، همزمان با ناامنیهای داعش خراسان در بدخشان و نورستان، میتواند بخشی از تقابل پنهان کریدورها باشد. بهویژه آنکه برخی کشورهای عربی ذینفع در پروژه عرب ـ مد، در حال نزدیکشدن به پیمانهای امنیتی مشترک با پاکستان و ترکیهاند. تاریخ خراسان نیز گواه آن است که در بزنگاههای بزرگ ژئوپلیتیکی، اقوام بومی این حوزه بارها در محور اتحادهای راهبردی ظاهر شدهاند. این وضعیت تنها محدود به دوران صفویها نبود؛ بلکه در دوره امپراتوری نادر افشار نیز نیروهای خراسانی، تاجیک و پشتون و دیگر اقوام افغانستان در محور یک ساختار نظامی مشترک قرار داشتند و احمدشاه درانی در جایگاه فرمانده برجسته و وزیر دفاع نادر افشار ایفای نقش میکرد. در همان دوره، لشکرهای خراسانی چندین بار تا سند پیشروی کردند و معادلات قدرت در جنوب آسیا را تغییر دادند. از همینرو، برخی تحلیلگران باور دارند که اگر بازی چندلایه پاکستان در همپیمانی با ترکیه، امارات و عربستان ادامه یابد و همزمان فشارهای ژئوپلیتیکی بر ایران، افغانستان و آسیای مرکزی افزایش پیدا کند، ممکن است روایتهای تاریخی «احیای خراسان و سند» دوباره در قالب جنبشهای منطقهای و ملی تحت عنوان قیام افغانها در بازپسگیری سرزمینهایشان از پاکستان فعال گردد. در چنین وضعیتی، چین نیز احتمالاً از پیچیدگی بازیهای پاکستان در پروژه کمربند ـ جاده استفاده خواهد کرد تا گزینههای بدیل خود را از مسیر افغانستان، ایران و آسیای مرکزی تقویت نماید. جمعبندی: منطقه بهسوی بازگشت «ژئوپلیتیک تاریخ» در حرکت است؛ جایی که جنگ کریدورها، روایتهای قومی، پروژههای پانترکیستی و پیمانهای امنیتی بههم گره خوردهاند. همانگونه که در دوران صفویها، نادر افشار و احمدشاه درانی، حوزه خراسان محور بازیهای قدرت منطقهای بود، امروز نیز افغانستان و خراسان تاریخی بار دیگر در مرکز رقابت شرق و غرب قرار گرفتهاند. اگر افغانستان نتواند یک دکترین منافع ملی و وحدت راهبردی میان اقوام بومی خود ایجاد کند، ممکن است دوباره به میدان جنگ نیابتی قدرتها تبدیل شود؛ اما در صورت شکلگیری یک اجماع ملی، این کشور میتواند به محور اتصال و توازن جدید منطقهای در قلب آسیا بدل گردد.
کارشناس امور سیاسی
تحلیلگر اقتصاد سیاسی و ژئوپلیتیک منطقهای با پیشینهٔ فعالیت پیوستهٔ سیاسی از سال ۱۳۵۷ در افغانستان. در جایگاههای ارشد مطالعات استراتژیک و مشاوره سیاسی کار کرده و در مأموریتهای راهبردی و ارتباطات منطقهای نقش داشته است. حوزهٔ تخصصی: تحلیل ساختار قدرت، پیوند کریدورهای اقتصادی با امنیت منطقهای و ژئوپلیتیک ایران، پاکستان و آسیای مرکزی.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!