پژوهش حاضر نشان میدهد که فارسیستیزی در افغانستان پدیدهای مقطعی یا قومی نیست، بلکه ریشه در سیاستهای تاریخی خلافت عباسی و تداوم آن در گفتمان وهابیت و شبکههای مذهبی وابسته در منطقه دارد. این تحلیل با مرور رویدادهایی از قتل ابومسلم خراسانی تا ظهور طالبان و مدارس پاکستان، نشان میدهد که هدف اصلی این جریان، حذف هویت تمدنی خراسانی و محدودسازی نفوذ فرهنگ اسلامی ـ فارسی بوده است. در کنار آن، تهدید همزمان خراسانخواهی افراطی و پانفارسیسم سکولار نیز بررسی میشود.
در اوج تنشهای تازه میان کابل و اسلامآباد، اظهارات تهدیدآمیز مقامات پاکستانی بار دیگر ضرورت تقویت وحدت ملی و بازگشت به ریشههای دینی و تمدنی افغانستان را برجسته ساخته است؛ وضعیتی که آزمون بزرگ برای نخبگان سیاسی، علما و جریانهای فکری کشور به شمار میرود، تا میان تعصبات زودگذر و مسئولیت تاریخی خویش راهی درست برگزینند.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!