اظهارات اخیر اقای امرالله صالح مبنی بر اینکه ((مقاومت افغانستان برخاسته از عوامل محیطی است، نه تحولات ژیوپلیتیکی))، بیش از انکه یک تحلیل راهبردی باشد، مانند تیاتر برنانه (شش و نیم) زمان جمهوریتش ، تلاشی برای انحراف افکار عمومی از بزرگترین حقیقت تاریخ معاصر افغانستان است.
قاسم سلیمانی را باید فراتر از یک فرمانده نظامی، بهمثابه معمار راهبردی نظم مقاومت در غرب اسیا و پیرامون ان فهم کرد. نقش او در معادلات منطقهای، ناظر بر گذار جمهوری اسلامی ایران از سیاست واکنشی به سیاست ساختارساز تمدنی بود؛ سیاستی که در بستر فروپاشی نظم تکقطبی و شکلگیری جهان چندقطبی معنا مییابد.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!