قاسم سلیمانی را باید فراتر از یک فرمانده نظامی، بهمثابه معمار راهبردی نظم مقاومت در غرب اسیا و پیرامون ان فهم کرد. نقش او در معادلات منطقهای، ناظر بر گذار جمهوری اسلامی ایران از سیاست واکنشی به سیاست ساختارساز تمدنی بود؛ سیاستی که در بستر فروپاشی نظم تکقطبی و شکلگیری جهان چندقطبی معنا مییابد.
در حالیکه آتشبس شکننده در غزه نفس تازهای برای محور غرب فراهم کرده، جبهه تازهای از رقابتهای ژیوپولیتیکی در مرزهای افغانستان و پاکستان شعلهور شده است؛ جاییکه مناقشه کابل و اسلامآباد دیگر تنها یک بحران امنیتی نیست، بلکه صحنه برخورد مستقیم شرق و غرب بر سر توازن قدرت در آسیا شده است.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!