افغانستان امروز در بنبستی پیچیده میان حاکمیت انحصاری طالبان، اپوزیسیون پراکنده و مداخلات قدرتهای منطقهای گرفتار است؛ اما مسئله اصلی همچنان غیبت مردم از مرکز معادله قدرت است. این یادداشت با طرح این پرسش که چه عواملی به دوام وضع موجود کمک کردهاند، بر ضرورت شکلگیری یک گفتمان مستقل مبتنی بر منافع ملی و بازگشت مردم افغانستان به جایگاه «فاعل سیاست» تأکید میکند.
پیمان دفاعی مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه را نمیتوان صرفا یک توافق امنیتی منطقهای دید. در شرایط انفجاری خاورمیانه، این پیمان میتواند نشانه شکلگیری ترتیبات امنیتی جدیدی باشد که بخشی از هزینه مهار رقبای منطقهای را از دوش قدرتهای بزرگ به متحدان منطقهای منتقل میکند.
در حدود یک ماه گذشته، جبهات مسلح ضد طالبان با نامها و عنوانهای گوناگون، همچون سمارق پس از باران، در حال افزایشاست و عملیاتهای پراکنده در نقاط مختلف کشور، زنگ خطر ورود افغانستان به مرحله تازه از جنگ را به صدا دراورده است. اما خطر اصلی فقط افزایش جبهات نیست؛ خطر، فرسایش حاکمیت سراسری و تبدیل دوباره افغانستان به میدان جنگهای نیابتی است. طالبان با انحصار قدرت، حذف بخش بزرگی از جامعه از مشارکت سیاسی، استفاده ابزاری از دین، محرومسازی زنان از اموزش و کار و کنارزدن نیروهای سیاسی و اجتماعی از نظامسازی، در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارند:
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!