یادداشت: دادخواهی مشروع زنان افغانستان و ضرورت هوشیاری در برابر پروژه‌های سوءاستفاده‌گر

اعتراضات اخیر زنان در هرات و کابل، با شعار "تحصیل، کار و آزادی"، بار دیگر مسئلهٔ حقوق زنان را در کانون توجه افغانستان قرار داده است. اما آیا این مطالبات، همان چیزی است که در نگاه نخست به نظر می‌رسد؟ این یادداشت، ضمن حمایت از دادخواهی مشروع زنان افغانستان، بر ضرورت هوشیاری در برابر پروژه‌های سوءاستفاده‌گر و تفاوت‌های بنیادین این حرکت با نمونه‌های مشابه تأکید می‌کند.

اعتراضات اخیر زنان افغانستان با شعار «تحصیل، کار و آزادی» بار دیگر یکی از مهم‌ترین چالش‌های اجتماعی و سیاسی افغانستان را در مرکز توجه افکار عمومی قرار داده است. این مطالبات از منظر بخش بزرگی از جامعهٔ افغانستان، خواسته‌هایی مشروع و برخاسته از نیازهای واقعی جامعهٔ مسلمان افغانستان تلقی می‌شود. آنچه در هرات، کابل و برخی دیگر از شهرهای کشور مشاهده می‌شود، صرفاً یک اعتراض اجتماعی نیست، بلکه بازتاب بحث عمیق‌تری دربارهٔ نسبت میان دین، جامعه، آموزش و حقوق مشروع شهروندان در افغانستان است. بسیاری از ناظران معتقدند که این روند در واقع بیانگر تقابل میان اسلام معتدل، تمدنی و عرفانی خراسان با قرائت‌های سختگیرانه‌ای است که دایرهٔ مشارکت اجتماعی را محدود می‌سازد.

تفاوت «تحصیل، کار و آزادی» با «زن، زندگی، آزادی»

یکی از اشتباهات رایج در تحلیل رویدادهای افغانستان، یکسان‌پنداری شعار «تحصیل، کار و آزادی» زنان افغانستان با شعار «زن، زندگی، آزادی» در ایران است؛ در حالی که از نظر زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و اهداف اعلامی، میان این دو تفاوت‌های عمیق و قابل توجهی وجود دارد. مطالبات زنان افغانستان عمدتاً بر حق آموزش، حق کار و برخورداری از آزادی‌های مشروع اجتماعی در چارچوب ارزش‌های اسلامی و فرهنگی جامعه متمرکز است. بخش بزرگی از زنان معترض افغانستان خود را متعلق به جامعهٔ مسلمان و سنتی کشور دانسته و خواهان تقابل با دین نیستند، بلکه خواستار بهره‌مندی از حقوقی هستند که آن را با آموزه‌های اسلامی نیز سازگار می‌دانند. از همین رو، یکسان دانستن این دو شعار و یا نسبت دادن خودکار برچسب‌های فمینیستی، سکولاریستی و ضد دینی به مطالبات زنان افغانستان، می‌تواند موجب سوءبرداشت از ماهیت واقعی این دادخواهی گردد. آنچه امروز در افغانستان مطرح است، بیش از هر چیز یک مطالبهٔ اجتماعی برای آموزش، اشتغال، کرامت انسانی و مشارکت مشروع زنان در چارچوب هویت اسلامی و فرهنگی جامعهٔ افغانستان است.

ضرورت تفکیک دادخواهی مشروع از سوءاستفادهٔ سیاسی

با وجود مشروعیت اصل مطالبات، یک نگرانی مهم نیز وجود دارد. تجربهٔ چند دههٔ گذشتهٔ افغانستان نشان داده است که بسیاری از اعتراضات و نارضایتی‌های مردمی گاه به بستری برای نفوذ جریان‌های افراطی، پروژه‌های نیابتی و مداخلات خارجی تبدیل شده است. از همین رو، نخبگان، علمای مستقل و نیروهای ملی مسئولیت دارند که میان «دادخواهی مشروع» و «سوءاستفادهٔ سیاسی از مطالبات مردم» تفاوت قائل شوند.

در روزهای اخیر، برخی فراخوان‌ها در فضای مجازی برای برگزاری تجمعات اعتراضی در میان مهاجرین افغانستان در جمهوری اسلامی ایران نیز منتشر شده است. همزمان، ادارهٔ کل امور اتباع و مهاجرین خارجی خراسان رضوی طی اطلاعیه‌ای رسمی تأکید نموده است که هرگونه تجمع، راهپیمایی یا تحصن بدون طی مراحل قانونی و اخذ مجوز از مراجع ذی‌صلاح جمهوری اسلامی ایران، غیرقانونی محسوب می‌شود و با آن مطابق قانون برخورد خواهد شد. این موضع نه تنها یک الزام قانونی برای همهٔ اتباع مقیم ایران است، بلکه از منظر مصالح جامعهٔ مهاجر نیز اهمیت ویژه دارد. جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته میزبان میلیون‌ها مهاجر افغانستانی بوده و حفظ نظم عمومی، احترام به قوانین کشور میزبان و جلوگیری از ایجاد تنش‌های اجتماعی، مسئولیتی است که متوجه همهٔ فعالان سیاسی و مدنی می‌باشد.

خطر سوءاستفادهٔ جریان‌های افراطی و معاند

نباید از این واقعیت غافل شد که فضای احساسی ناشی از رویدادهای افغانستان می‌تواند زمینهٔ مناسبی برای نفوذ جریان‌های معاند، عناصر فرصت‌طلب و شبکه‌هایی فراهم سازد که اهدافی فراتر از حمایت از حقوق زنان افغانستان را دنبال می‌کنند. تجربهٔ منطقه نشان داده است که برخی بازیگران خارجی همواره تلاش کرده‌اند مطالبات واقعی مردم را به ابزاری برای بی‌ثبات‌سازی جوامع و تعمیق شکاف‌های سیاسی تبدیل نمایند. از همین رو، حمایت از حقوق مشروع زنان افغانستان نباید به معنای نادیده گرفتن قوانین کشور میزبان یا ورود به اقداماتی باشد که امکان سوءاستفادهٔ جریان‌های افراطی و مداخله‌گر را فراهم سازد. همان‌گونه که نباید مطالبات زنان مسلمان افغانستان به نام روایت‌های افراطی و تندروانه سرکوب گردد، نباید این مطالبات نیز در خدمت پروژه‌های سیاسی و ایدئولوژیک بیگانه قرار گیرد.

مسئولیت نخبگان و علمای مستقل

راهکار مسئولانه آن است که نخبگان، علما، فعالان مدنی و شخصیت‌های سیاسی افغانستان، ضمن حمایت از حق آموزش، اشتغال و کرامت انسانی زنان، این مطالبات را از مسیرهای قانونی، مدنی، فرهنگی و دیپلماتیک پیگیری نمایند. در جمهوری اسلامی ایران نیز هرگونه فعالیت اجتماعی و مدنی باید در چارچوب قوانین و مقررات کشور و با اخذ مجوزهای لازم انجام شود. امروز بیش از هر زمان دیگر، افغانستان به عقلانیت، اعتدال و مدیریت مسئولانه نیاز دارد. دادخواهی زنان زمانی می‌تواند به نتایج پایدار منجر شود که از یک‌سو از افراط‌گرایی و انحصارطلبی فاصله بگیرد و از سوی دیگر اجازه ندهد به ابزاری برای اهداف سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی بازیگران فرصت‌طلب تبدیل گردد.

آنچه امروز در هرات، کابل و دیگر شهرهای افغانستان جریان دارد، در اصل بازتاب یک مطالبهٔ اجتماعی و اسلامی برای حق آموزش، کار و کرامت انسانی زنان است؛ مطالبه‌ای که نباید با برچسب‌های سیاسی و ایدئولوژیک تحریف شود و یا به نام گرایش‌های ضد دینی معرفی گردد. در عین حال، رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران از سوی مهاجرین افغانستانی و پرهیز از هرگونه تجمع بدون مجوز قانونی، ضرورتی است که هم به حفظ امنیت و منافع جامعهٔ مهاجر کمک می‌کند و هم مانع سوءاستفادهٔ جریان‌های معاند، افراطی و مداخله‌گر از احساسات و مطالبات مشروع مردم افغانستان می‌شود. آیندهٔ افغانستان نه در افراط و تفریط، بلکه در بازگشت به میراث اصیل اسلام معتدل، تمدنی و عرفانی خراسان، در کنار اصلاحات، مشارکت ملی و احترام به کرامت انسانی همهٔ شهروندان رقم خواهد خورد.

تحریریه خبرگزاری مبنا

واحد مرکزی خبر و تحلیل

تحریریه مبنا، قلب تپنده روایت در خبرگزاری مبنا. اینجا جایی است که خبرنگاران و دبیران ما، دور از هیاهو، داده‌های خام را به خبر و تحلیلی قابل استناد تبدیل می‌کنند.