قاسم سلیمانی را باید فراتر از یک فرمانده نظامی، بهمثابه معمار راهبردی نظم مقاومت در غرب اسیا و پیرامون ان فهم کرد. نقش او در معادلات منطقهای، ناظر بر گذار جمهوری اسلامی ایران از سیاست واکنشی به سیاست ساختارساز تمدنی بود؛ سیاستی که در بستر فروپاشی نظم تکقطبی و شکلگیری جهان چندقطبی معنا مییابد.
در حالیکه آتشبس شکننده در غزه نفس تازهای برای محور غرب فراهم کرده، جبهه تازهای از رقابتهای ژیوپولیتیکی در مرزهای افغانستان و پاکستان شعلهور شده است؛ جاییکه مناقشه کابل و اسلامآباد دیگر تنها یک بحران امنیتی نیست، بلکه صحنه برخورد مستقیم شرق و غرب بر سر توازن قدرت در آسیا شده است.
سید حسن نصرالله، رهبر حزبالله لبنان، تنها یک فرمانده یا روحانی نبود؛ او با ترکیب اندیشه دینی، سیاست و میدان نبرد، مقاومت را از یک حرکت محلی در لبنان به یک گفتمان جهانی بدل ساخت و نقشه معادلات خاورمیانه را تغییر داد.
آخرین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل، بیش از هر زمان دیگری پرده از شکافهای ایدئولوژیک و ژئوپولیتیک جهان برداشت. از سخنان جنجالی ترامپ درباره احیای مسیحیت و تهدید بازپسگیری بگرام گرفته تا تلاش کشورهای اسلامی و اروپایی برای شناسایی فلسطین، نشانههایی آشکار از فروپاشی نظم غربمحور به چشم آمد.
تحولات اخیر خاورمیانه، از حمله اسرائیل به قطر تا موج تظاهرات در غرب، به عرصهای تازه از جدال میان ترامپیستها و گلوبالیستهای آمریکا بدل شده است؛ جدالی که آینده «نظم نیکسون نوین» و نقش ایالات متحده در منطقه را تعیین خواهد کرد.
رهبر ایران در سخنانی به مناسبت عید مبعث جریان مقاومت را رشحهای از بعثت دانست و تاکید کرد: غزه کوچک، رژیم صهیونیستی دارای پشتیبانی کامل امریکا را به زانو درآورد.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!