جنگهای میان روم شرقی و ایران ساسانی، در ظاهر سیاسی بودند، اما در عمق، رویارویی دو جهانبینی متفاوت قرار داشت: یکی مبتنی بر ساختار قدرت دینی–امپراتوری روم، و دیگری بر میراث فرهنگی و زبانی ایرانی–آریایی–خراسانی. با ظهور اسلام، صحنه تمدنی تغییر کرد و اسلام نه تنها دو امپراتوری را فروپاشید، بلکه بنیانهای فکری شرق و غرب را در قالبی جدید بازتعریف نمود.
۱۸ سال پس از شهادت شهید سید مصطفی کاظمی، هنوز یاد و راه او چون چراغی فروزان بر وجدان امت اسلامی و مسیر استقلال ملی افغانستان میتابد. او نه تنها یک سیاستمدار و مجاهد، بلکه معمار اندیشهای بود که وحدت اقوام، خودکفایی اقتصادی و استقلال سیاسی را در پرتو ایمان و عقلانیت اسلامی معنا کرد.
جهان امروز در آستانهی مرحلهای تازه از رقابتهای ژیوپولیتیکی قرار دارد؛ جایی که جنگ اقتصادی، تمدنی و آخرالزمانی درهمتنیدهاند و افغانستان در قلب این تحولات، نقشی فراتر از جغرافیای سیاسی خود یافته است.
پژوهش حاضر نشان میدهد که فارسیستیزی در افغانستان پدیدهای مقطعی یا قومی نیست، بلکه ریشه در سیاستهای تاریخی خلافت عباسی و تداوم آن در گفتمان وهابیت و شبکههای مذهبی وابسته در منطقه دارد. این تحلیل با مرور رویدادهایی از قتل ابومسلم خراسانی تا ظهور طالبان و مدارس پاکستان، نشان میدهد که هدف اصلی این جریان، حذف هویت تمدنی خراسانی و محدودسازی نفوذ فرهنگ اسلامی ـ فارسی بوده است. در کنار آن، تهدید همزمان خراسانخواهی افراطی و پانفارسیسم سکولار نیز بررسی میشود.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!