تقابل راهبرد ترامپیست و گلوبالیست‌های اروپا در بستر راهبردهای مدیریتی پاکستان در امور افغانستان

اخبار افغانستان - کد خبر: 1952 | دوشنبه، 03 سنبله 1404

افغانستان در دو دهه‌ی اخیر بستر رقابت ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ بوده است. پس از خروج آمریکا در دوره ترامپ و سقوط دولت جمهوری افغانستان، بحران امنیتی و سیاسی این کشور نه تنها برای همسایگان بلکه برای اروپا و آمریکا نیز پیامدهای راهبردی داشته است. در این میان، پاکستان با نقش دوگانه‌ی خود، هم حامی جریان‌های جهادی و هم همکار غرب، به یکی از بازیگران کلیدی در معادله افغانستان تبدیل شده است. پرسش اصلی این مقاله آن است که راهبردهای ترامپیست‌ها و گلوبالیست‌های اروپایی چگونه از مجرای سیاست‌های پاکستان در افغانستان پیاده می‌شود و چه پیامدی برای ثبات داخلی پاکستان خواهد داشت.


افغانستان در دو دهه‌ی اخیر بستر رقابت ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ بوده است.
پس از خروج آمریکا در دوره ترامپ و سقوط دولت جمهوری افغانستان، بحران امنیتی و سیاسی این کشور نه تنها برای همسایگان بلکه برای اروپا و آمریکا نیز پیامدهای راهبردی داشته است. در این میان، پاکستان با نقش دوگانه‌ی خود، هم حامی جریان‌های جهادی و هم همکار غرب، به یکی از بازیگران کلیدی در معادله افغانستان تبدیل شده است. پرسش اصلی این مقاله آن است که راهبردهای ترامپیست‌ها و گلوبالیست‌های اروپایی چگونه از مجرای سیاست‌های پاکستان در افغانستان پیاده می‌شود و چه پیامدی برای ثبات داخلی پاکستان خواهد داشت.

۱. تقابل راهبرد ترامپیست‌ها و گلوبالیست‌های اروپا
راهبرد ترامپیست‌ها (آمریکای اول):
کاهش هزینه‌های نظامی در خارج.
واگذاری مسئولیت مستقیم به بازیگران منطقه‌ای (پاکستان، قطر، ترکیه).
نگاه ابزاری به طالبان به‌عنوان نیروی ضد ایران، ضد روسیه و ضد چین.
راهبرد گلوبالیست‌های اروپا (به‌ویژه انگلیس):
تمرکز بر مدیریت چندجانبه بحران افغانستان از طریق نهادهای بین‌المللی.
جلوگیری از تمرکز بیش‌ازحد قدرت در دست طالبان و حمایت از گروه‌های قومی اقلیت‌ها.
استفاده از فشار سیاسی-حقوق بشری برای تغییر ساختار طالبان.

۲. نقش پاکستان در پیاده‌سازی این دو راهبرد در افغانستان
در راهبرد ترامپیستی: پاکستان به‌عنوان (مدیر نیابتی) افغانستان عمل کرد؛ طالبان را بازگرداند تا خلأ خروج آمریکا پر شود.
در راهبرد اروپایی:
اروپا (انگلیس در رأس) می‌کوشد پاکستان را به سمت کنترل گروه‌های فراملی تروریستی سوق دهد تا تهدید مهاجرت و تروریسم به اروپا محدود ، بی ثباتی و تنش در کشور های منطقه بشکل هدفمندانه گسترش داده شود.
دوگانگی پاکستان: اسلام‌آباد از یک سو میزبان طالبان و شبکه حقانی است، و از سوی دیگر برای جلوگیری از تحریم‌های غرب مجبور است ظاهراً همکاری ضدتروریستی نشان دهد.

۳. بحران جاری افغانستان و شبکه‌های تروریستی فراملی
تمرکز القاعده، داعش-خراسان، ترکستان شرقی و حتی عناصر چچنی در افغانستان، این کشور را به هاب جهانی تروریسم بدل کرده است.
پرسش کلیدی:
آیا پاکستان این وضعیت را در راستای راهبرد ترامپیست‌ها مدیریت می‌کند یا اروپایی‌ها؟
نگاه ترامپیستی: استفاده ابزاری از تروریست‌ها برای فشار بر ایران، روسیه و چین.
نگاه اروپایی:
تلاش برای محدودسازی این گروه‌ها به‌دلیل تهدید مستقیم اروپا و تمرکز هدفمندانه بحران در کشور های منطقه.
پاکستان در عمل بیشتر همسوی ترامپیست‌ها بوده است، زیرا از این شبکه‌ها به‌عنوان ابزار ژئوپلیتیک در افغانستان بهره می‌برد.

۴. سناریوی داخلی پاکستان:
ائتلاف پشتون‌ها، TTP و شیعیان!
جنبش پشتون‌ها (PTM) و تحریک طالبان پاکستان (TTP): هرچند اهداف متفاوتی دارند (حقوق مدنی در برابر جهادگرایی)، اما هر دو مخالف هژمونی ارتش پاکستان‌اند.
شیعیان پاراچنار و گلگت-بلتستان:
جامعه‌ای سازمان‌یافته، متکی بر شبکه‌های فراملی (ایران) و در معرض فشار گروه‌های تکفیری.
امکان ائتلاف:
در سطح تاکتیکی: بله، اشتراک منافع ضد‌ارتش می‌تواند همگرایی موقت ایجاد کند.
در سطح راهبردی: بعید، زیرا TTP به‌شدت ضدشیعی است، مگر آنکه فشار خارجی یا مهندسی قدرت‌های منطقه‌ای در تولید ورژن جدید اخوان المسلمین همسو با دیوبند شبه قاره این تضاد ایدئولوژیک را تعدیل کند و بستر این امر در تلاشهای جمهوری اسلامی ایران در روایت اخوت اسلامی و امت واحده با تکیه بر مقاومت حماس در حتل شکلگیری مشاهده میگردد.
پیامد احتمالی: در صورت تحقق چنین ائتلافی، حکومت مرکزی پاکستان می‌تواند با چالش جدی تجزیه‌طلبی و شورش سراسری مواجه شود، به‌ویژه اگر با بحران اقتصادی و فشار خارجی همراه گردد.
نتیجه‌گیری: پاکستان در بحران افغانستان بیشتر در بستر راهبرد ترامپیستی حرکت کرده تا اروپایی. اروپا تلاش دارد با ابزار دیپلماتیک و حقوق بشری نفوذ خود را در افغانستان و بر پاکستان حفظ کند، اما موفقیت محدودی داشته است. بحران داخلی پاکستان (ترکیب قومی-مذهبی و فشار اقتصادی) می‌تواند در صورت شکل‌گیری ائتلاف‌های غیرمنتظره (پشتون‌ها + TTP + شیعیان) به فروپاشی ساختار حکومتی بینجامد.

در آینده، توازن بین فشار ترامپیست‌ها و گلوبالیست‌های اروپایی بر پاکستان تعیین خواهد کرد که این کشور به سمت مدیریت بحران یا فروپاشی داخلی حرکت خواهد کرد.

نویسنده: سید باقر احمدی


اشتراک گذاری خبر:
تازه ترین خبرها

گشایش مسیر میلک–بندرک برای تقویت ترانزیت
تاکید والی بدخشان بر تقویت نظام اسلامی
هشدار تاکر کارلسون از جنگ جهانی تازه
بری: تجاوزات اسرائیل مأموریت ارتش لبنان را ناقص کرده است
یادداشت سردبیر: ونزوئلا و نشانه‌های فروپاشی عملی نظم مدرن بین‌الملل
یادداشت: قاسم سلیمانی؛ معمار گذار مقاومت از واکنش نظامی به راهبرد تمدنی
تأکید شی جین‌پینگ بر تداوم روند اتحاد تایوان
تاکید تازه امارت اسلامی بر مهار احتکار و گرانی
سه سارق مسلح در بامیان بازداشت شدند
نتانیاهو تأیید کرد: به‌دنبال جنگ تازه با ایران نیست
عراق: خروج کامل نیروهای امریکا از عین‌الاسد
تقدیر از شاعران نجراب برای پاسداری فرهنگ افغانی
هشت مکتب در هرات ترمیم و بازسازی شد
یورش‌های تازه و بازداشت‌های پیهم در کرانه باختری
وزارت صحت: اقتصاد ضعیف مانع دسترسی به خدمات صحی
هشدار عراقچی به امریکا درباره پیامد تهدیدهای تازه
خشم مردم جنوب یمن علیه نقش امارات
گزارش مجاهد از آموزش نیروها و بازگشت مهاجران
انسداد مرزها سه میلیارد دالر به تجارت زیان زد
اردوغان: شناسایی سومالی‌لند از سوی اسرائیل باطل است
شکاف عمیق در ائتلاف سعودی–اماراتی در جنوب یمن
اوچا برای بحران ۲۰۲۶، ۱.۷۱ میلیارد دالر می‌خواهد
بحران مرگبار دارو در غزه؛ بیماران سرطانی در محاصره
واکنش تهران به ویدیوهای دروغ‌پردازی نتانیاهو
انفجارهای شدید بامدادی کی‌یف را تکان داد
عراقچی: گفت‌وگوهای واقعی، راهی برای پیروزی مشترک است
نجات مسافران در کوتل قوناق پس از بارش برف
مادورو: نابودی ۳۹ طیاره قاچاقچیان در ۲۰۲۵
بسته بودن مرزها تجارت افغانستان و پاکستان را متوقف کرده است
اسلام‌آباد هدف‌گیری رئیس جمهور روسیه را تهدیدی برای صلح جهانی خواند