افغانستان امروز نه تنها با چالشهای داخلی، که با رقابت فشرده قدرتهای منطقهای و جهانی بر سر کریدورهای اقتصادی روبهروست. در این برهه حساس، روایتهای تجزیهطلبانه به رهبری ترکستانخواهی، خراسانخواهی، هزارستانخواهی و پشتونستانخواهی، دیگر صرفاً یک بحران هویتی نیستند، بلکه به ابزاری برای مهندسی ژئوپلیتیک منطقه و تضعیف انسجام ملی افغانستان تبدیل شدهاند.
ترویج روایتهای تجزیهطلبانه در افغانستان؛ تهدیدی برای انسجام ملی در میانه جنگ کریدورها افغانستان در یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ خود ایستاده است؛ جایی که آینده کشور دیگر تنها به جدالهای داخلی گره نخورده، بلکه با تغییر نظم جهانی، رقابت کریدورهای اقتصادی و تقابل ژئوپلیتیکی شرق و غرب پیوند خورده است. در چنین بستری، روایتهای تجزیهطلبانه تحت عناوینی چون «ترکستانخواهی»، «خراسانخواهی»، «هزارستانخواهی» و «پشتونستانخواهی» نهتنها یک بحران هویتی داخلی، بلکه بخشی از پروژه بزرگ مهندسی ژئوپلیتیکی منطقه به شمار میروند که میتواند افغانستان را بار دیگر به میدان جنگهای نیابتی قدرتها تبدیل کند. افغانستان؛ جغرافیای بریدهشده از پیکره تمدنی خراسان امروز بر اکثریت مردم افغانستان آشکار شده که جغرافیای کنونی این کشور حاصل یک فرایند طبیعی تاریخی نیست، بلکه نتیجه مصلحتاندیشیهای استعماری میان بریتانیا و روسیه تزاری در چارچوب «بازی بزرگ» قرن نوزدهم است. بخشهایی از خراسان بزرگ یا ایرانشهر تاریخی از بدنه تمدنی خود جدا شدند تا افغانستان به عنوان منطقه حایل میان دو امپراتوری عمل کند. در ادامه نیز بخشهای دیگری از این حوزه تمدنی به دلیل رقابتهای استعماری از پیکره تاریخی آن منفک گردید و افغانستان به کشوری محصور در خشکی بدل شد که دسترسی طبیعی به آبهای آزاد و عمق اقتصادی خود را از دست داد. بنابراین، بحران افغانستان صرفاً قومی یا سیاسی نیست؛ بلکه بحران یک جغرافیای مهندسیشده در متن رقابت قدرتهای جهانی است. از جهاد ضد شوروی تا اشغال ناتو؛ تداوم ابزارسازی ژئوپلیتیکی از افغانستان اشغال افغانستان توسط شوروی و سپس جنگ جهاد نیز ادامه همان رقابت ژئوپلیتیکی بود. افغانستان بار دیگر میدان تقابل بلوک شرق و غرب شد. در آن زمان، هم پیمان ورشو و هم ناتو، افغانستان را نه به عنوان یک ملت مستقل، بلکه به مثابه یک گره استراتژیک در رقابت جهانی تعریف میکردند. پس از فروپاشی شوروی نیز، اشغال افغانستان توسط آمریکا و ناتو عملاً در چارچوب مدیریت جنگهای ژئوپلیتیکی، مهار چین، کنترل آسیای میانه، نظارت بر ایران و مدیریت محیط امنیتی روسیه ادامه یافت. در تمام این مراحل، یکی از ابزارهای اصلی قدرتهای خارجی برای تضعیف افغانستان، دامنزدن به شکافهای قومی، زبانی و سمتی بوده است؛ چرا که افغانستان متفرق، راحتتر از یک افغانستان متحد و دارای پروژه ملی قابل مدیریت است. گذار به نظم چندقطبی و اهمیت افغانستان در جنگ کریدورها جهان امروز در حال گذار از نظم تکقطبی و دوقطبی به نظام چندقطبی است. رقابت قدرتها دیگر صرفاً نظامی نیست، بلکه بر محور اقتصاد کریدوری، خطوط ترانزیتی، انرژی، بنادر و مسیرهای اتصال قارهها شکل گرفته است. در این میان، افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، به نقطه ثقل پروژههای بزرگ منطقهای تبدیل شده است؛ بهویژه در طرح «یک کمربند ـ یک راه» چین که هدف آن احیای جاده ابریشم و اتصال شرق آسیا به غرب آسیا، اروپا و آفریقاست. افغانستان در صورت ثبات میتواند به چهارراه اتصال آسیای مرکزی، جنوب آسیا، چین و غرب آسیا بدل شود، به محور انتقال انرژی و تجارت منطقهای تبدیل گردد، از اقتصاد وابسته به اقتصاد ترانزیتی و تولیدی عبور کند و از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای تأمین منافع ملی بهره گیرد. اما دقیقاً در همین نقطه، روایتهای تجزیهطلبانه دوباره فعال شدهاند. روایتهای تجزیهطلبانه؛ ابزارهای جنگ نرم ژئوپلیتیکی مردم افغانستان واقعاً دردهای تاریخی، محرومیتها و بیعدالتیهای سیاسی دارند، اما قدرتهای منطقهای و شبکههای استخباراتی میکوشند این دردها را از مسیر «اصلاح ملی» به سوی «تجزیه قومی» هدایت کنند. پانترکیزم منطقهای در قالب «ترکستانخواهی» میکوشد شمال افغانستان را به پروژه ژئوپلیتیکی جهان ترک پیوند زند، پروژهای که با رقابتهای کریدوری و نفوذ ترکیه در آسیای میانه گره خورده است. در مقابل، «خراسانخواهی» گاه از یک بازخوانی تمدنی و فرهنگی به پروژهای برای نفی هویت ملی افغانستان و ایجاد شکافهای تازه سیاسی بدل میشود. «هزارستانخواهی» نیز در برخی موارد از مطالبات مشروع عدالتخواهانه فراتر رفته و توسط برخی حلقههای خارجی به سوی ساختارهای شبهتجزیهای سوق داده میشود. «پشتونستانخواهی» نیز بعضاً به ابزاری برای تنش منطقهای میان افغانستان و پاکستان تبدیل شده و منافع ملی افغانستان را در بازیهای استخباراتی قربانی کرده است. خطر اصلی؛ تجزیه افغانستان به میدان نفوذ کریدورهای رقیب قدرتهای منطقهای و جهانی نیک میدانند که افغانستان متحد میتواند به بازیگری مستقل در معادلات منطقهای و بهویژه در مسیر احیای جاده ابریشم بدل شود، اما افغانستان تجزیهشده صرفاً به دهلیزی برای عبور پروژههای دیگران تقلیل خواهد یافت. امروز رقابت میان کریدور چین، کریدور عربـمد، پروژههای پانترکی و رقابتهای هند، پاکستان، ایران، روسیه و غرب، همگی افغانستان را در مرکز معادله قرار دادهاند. در چنین شرایطی، هرگونه تحریک قومی و تجزیهطلبانه میتواند افغانستان را به سوریه دوم یا میدان جنگهای نیابتی طولانیمدت تبدیل کند؛ جنگی که در آن اقوام افغانستان قربانی خواهند شد، اما منافع آن نصیب قدرتهای بیرونی خواهد گردید. ضرورت بازتعریف انسجام ملی افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند «بازتعریف انسجام ملی» است؛ انسجامی که نه بر محور حذف اقوام، بلکه بر مبنای مشارکت عادلانه، منافع مشترک و هویت تمدنی مشترک شکل گیرد. هیچ قومی قادر به حذف قوم دیگر نیست، هیچ پروژه تجزیهطلبانهای ثبات پایدار ایجاد نمیکند و هیچ قدرت خارجی دلسوز منافع تاریخی ملت افغانستان نیست. نجات افغانستان در گرو عبور از نفاق قومی، تعریف منافع ملی مشترک، ایجاد توازن در سیاست خارجی و استفاده هوشمندانه از موقعیت کریدوری کشور نهفته است. جمعبندی افغانستان در آستانه یک تحول بزرگ تاریخی قرار دارد. یا میتواند با حفظ انسجام ملی، از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای تبدیلشدن به محور اتصال اقتصاد منطقه استفاده کند، یا بار دیگر در دام پروژههای تجزیه، جنگهای نیابتی و رقابت قدرتها سقوط خواهد کرد. تجربه دو قرن گذشته نشان داده که هرگاه افغانها درگیر جنگهای قومی و سمتی شدهاند، قدرتهای خارجی بر سرنوشت این سرزمین مسلط گردیدهاند. اما هرگاه اقوام این کشور بر محور منافع مشترک و استقلال ملی متحد شدهاند، افغانستان توانسته است نقش تاریخی خود را در منطقه بازیابد. امروز بزرگترین ضرورت افغانستان نه تجزیه، بلکه «عقلانیت ملی»، «وحدت استراتژیک» و «مدیریت هوشمندانه موقعیت ژئوپلیتیکی» در عصر جنگ کریدورها است
کارشناس امور سیاسی
تحلیلگر اقتصاد سیاسی و ژئوپلیتیک منطقهای با پیشینهٔ فعالیت پیوستهٔ سیاسی از سال ۱۳۵۷ در افغانستان. در جایگاههای ارشد مطالعات استراتژیک و مشاوره سیاسی کار کرده و در مأموریتهای راهبردی و ارتباطات منطقهای نقش داشته است. حوزهٔ تخصصی: تحلیل ساختار قدرت، پیوند کریدورهای اقتصادی با امنیت منطقهای و ژئوپلیتیک ایران، پاکستان و آسیای مرکزی.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!