نظام بینالملل در حال عبور از چارچوبی است که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت و با فروپاشی شوروی به نظم تکقطبی تحت رهبری امریکا تبدیل شد. بازگشت رقابت قدرتهای بزرگ، کاهش کارآمدی نهادهای بینالمللی و برجسته شدن دوبارهٔ جغرافیا، منابع و حوزههای نفوذ، نشانههای شکلگیری نظمی متفاوت است؛ نظمی که در آن نهتنها ساختار قدرت جهانی، بلکه جایگاه مناطق و قدرتهای منطقهای نیز در حال بازتعریف است. در این میان، از امریکا و چین و روسیه تا ایران، افغانستان و آسیای مرکزی، بازیگران مختلف ناگزیرند جایگاه خود را در جهانی تعریف کنند که قواعد آن دیگر کاملا شبیه جهان قرن بیستم نیست.
حملهٔ نظامی ایالات متحده به ونزوئلا و ربایش رئیسجمهور مستقر این کشور، صرفنظر از ابعاد حقوقی و سیاسی آن، از حیث جایگاهش در تاریخ نظم بینالملل رخدادی کمسابقه و معنادار است. چنین اقدامی، که در چارچوب نظم مدرن پس از جنگ جهانی دوم اساساً غیرقابل تصور تلقی میشد، بیش از هر چیز نشانهای روشن از شدتگرفتن فرآیند گذار جهانی و فروپاشی عملی پارادایمهای مسلط نظام بینالملل است؛ گذاری که جهان را به نظمی ماهیتاً متفاوت سوق میدهد.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!