افغانستان امروز در بنبستی پیچیده میان حاکمیت انحصاری طالبان، اپوزیسیون پراکنده و مداخلات قدرتهای منطقهای گرفتار است؛ اما مسئله اصلی همچنان غیبت مردم از مرکز معادله قدرت است. این یادداشت با طرح این پرسش که چه عواملی به دوام وضع موجود کمک کردهاند، بر ضرورت شکلگیری یک گفتمان مستقل مبتنی بر منافع ملی و بازگشت مردم افغانستان به جایگاه «فاعل سیاست» تأکید میکند.
نظام بینالملل در حال عبور از چارچوبی است که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت و با فروپاشی شوروی به نظم تکقطبی تحت رهبری امریکا تبدیل شد. بازگشت رقابت قدرتهای بزرگ، کاهش کارآمدی نهادهای بینالمللی و برجسته شدن دوبارهٔ جغرافیا، منابع و حوزههای نفوذ، نشانههای شکلگیری نظمی متفاوت است؛ نظمی که در آن نهتنها ساختار قدرت جهانی، بلکه جایگاه مناطق و قدرتهای منطقهای نیز در حال بازتعریف است. در این میان، از امریکا و چین و روسیه تا ایران، افغانستان و آسیای مرکزی، بازیگران مختلف ناگزیرند جایگاه خود را در جهانی تعریف کنند که قواعد آن دیگر کاملا شبیه جهان قرن بیستم نیست.
پیمان دفاعی مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه را نمیتوان صرفا یک توافق امنیتی منطقهای دید. در شرایط انفجاری خاورمیانه، این پیمان میتواند نشانه شکلگیری ترتیبات امنیتی جدیدی باشد که بخشی از هزینه مهار رقبای منطقهای را از دوش قدرتهای بزرگ به متحدان منطقهای منتقل میکند.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!