جهان در میانه یک دگرگونی تاریخی قرار دارد. نظم تکقطبی غرب در حال فروپاشی است و قدرتهای نوظهور برای تعریف یک نظام مدیریتی جدید به رقابت برخاستهاند. در این معرکه، پرسش اصلی تنها بر سر کریدورها و انرژی نیست، بلکه بر سر این است که کدام الگوی تمدنی، مدیریت جهان آینده را به دست خواهد گرفت؛ و افغانستان، درست در قلب این جدال بزرگ، چه سرنوشتی خواهد یافت؟
جهان در حال تغییر چهره است. رقابتهای کهنه رنگ باخته و جنگِ تازه بر سر کریدورها و مسیرهای ترانزیت بالا گرفته است. درست در همین گیرودار، انفجاری مرموز در نزدیکی تأسیسات اتمی امارات، سایه یک «جنگ سرد عربی» را بر سر منطقه انداخت. اما پرسش مهم اینجاست: در این صفحه شطرنج خطرناک، افغانستان چه نقشی دارد و آیا طالبان از پس این بازی پیچیده برخواهند آمد؟
افغانستان امروز نه تنها با چالشهای داخلی، که با رقابت فشرده قدرتهای منطقهای و جهانی بر سر کریدورهای اقتصادی روبهروست. در این برهه حساس، روایتهای تجزیهطلبانه به رهبری ترکستانخواهی، خراسانخواهی، هزارستانخواهی و پشتونستانخواهی، دیگر صرفاً یک بحران هویتی نیستند، بلکه به ابزاری برای مهندسی ژئوپلیتیک منطقه و تضعیف انسجام ملی افغانستان تبدیل شدهاند.
منطقه بهسوی بازگشت «ژئوپلیتیک تاریخ» در حرکت است؛ جایی که جنگ کریدورها، روایتهای قومی، پروژههای پانترکیستی و پیمانهای امنیتی بههم گره خوردهاند. همانگونه که در دوران صفویها، نادر افشار و احمدشاه درانی، حوزه خراسان محور بازیهای قدرت منطقهای بود، امروز نیز افغانستان و خراسان تاریخی بار دیگر در مرکز رقابت شرق و غرب قرار گرفتهاند.
با فروپاشی تدریجی نظم گلوبالیستی و بازگشت منطق ژیوپولیتیک سخت، افغانستان بار دیگر به نقطه کانونی رقابتهای منطقهای بدل شده است؛ نشستی که در تهران برگزار شد، تلاشی هدفمند برای نهادینهسازی بازدارندگی جنگ از محور افغانستان و مهار سناریوهای بیثباتسازی و جنگهای کریدوری در منطقه بهشمار میرود.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!