حملهٔ نظامی ایالات متحده به ونزوئلا و ربایش رئیسجمهور مستقر این کشور، صرفنظر از ابعاد حقوقی و سیاسی آن، از حیث جایگاهش در تاریخ نظم بینالملل رخدادی کمسابقه و معنادار است. چنین اقدامی، که در چارچوب نظم مدرن پس از جنگ جهانی دوم اساساً غیرقابل تصور تلقی میشد، بیش از هر چیز نشانهای روشن از شدتگرفتن فرآیند گذار جهانی و فروپاشی عملی پارادایمهای مسلط نظام بینالملل است؛ گذاری که جهان را به نظمی ماهیتاً متفاوت سوق میدهد.
قاسم سلیمانی را باید فراتر از یک فرمانده نظامی، بهمثابه معمار راهبردی نظم مقاومت در غرب اسیا و پیرامون ان فهم کرد. نقش او در معادلات منطقهای، ناظر بر گذار جمهوری اسلامی ایران از سیاست واکنشی به سیاست ساختارساز تمدنی بود؛ سیاستی که در بستر فروپاشی نظم تکقطبی و شکلگیری جهان چندقطبی معنا مییابد.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!