یادداشت: پشت پرده سفر ملا یعقوب به مسکو؛ آیا افغانستان صاحب سپر دفاع هوایی می‌شود؟

سفر وزیر دفاع طالبان به مسکو تنها یک دیدار تشریفاتی یا نظامی به نظر نمی‌رسد. تأکید ملا یعقوب بر «مصونیت افغانستان در برابر حملات هوایی» این احتمال را مطرح کرده است که روسیه و طالبان وارد مرحله‌ای تازه از همکاری‌های دفاعی شده باشند؛ تحولی که می‌تواند پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه و در سطح معادلات منطقه‌ای داشته باشد.

سفر اخیر وزیر دفاع حکومت طالبان به مسکو، در ظاهر با هدف گسترش همکاری‌های تخنیکی و نظامی میان دو طرف انجام شد. اما اظهارات ملا یعقوب پس از بازگشت به کابل، مبنی بر اینکه «افغانستان پس از این در برابر حملات هوایی دشمن مصون خواهد بود»، این گمانه را تقویت کرد که اهداف این سفر فراتر از همکاری‌های نظامی معمول بوده است.

این سخنان در شرایطی مطرح شد که تنش‌های امنیتی میان افغانستان و پاکستان ادامه دارد. برخی تحلیلگران معتقدند اسلام‌آباد در تلاش است تا از طریق شبکه‌های محلی و سازوکارهای استخباراتی، نوعی منطقه حایل غیررسمی را از ننگرهار تا بدخشان مدیریت نماید. در این چارچوب، ناامنی‌های مقطعی بدخشان و فعالیت داعش خراسان نیز بخشی از رقابت گسترده‌تر ژیوپولیتیکی در منطقه تلقی می‌شود.

از منظر روسیه، ثبات افغانستان مستقیماً با امنیت آسیای میانه پیوند دارد. مسکو نگران گسترش افراط‌گرایی، نفوذ داعش خراسان و تهدید مسیرهای تجارتی منطقه است. بنابراین، تقویت توانایی‌های دفاعی طالبان می‌تواند بخشی از راهبرد روسیه برای حفظ امنیت حوزه نفوذ خود در آسیای میانه باشد.

در کنار همکاری‌های نظامی، برخی محافل سیاسی احتمال می‌دهند که موضوع خط فرضی دیورند نیز به‌صورت غیررسمی در محاسبات راهبردی دو طرف مطرح باشد. هرچند هیچ منبع رسمی چنین موضوعی را تأیید نکرده است، اما تشدید اختلافات کابل و اسلام‌آباد باعث شده است که مسئله دیورند بار دیگر در محافل سیاسی و امنیتی منطقه مورد توجه قرار گیرد.

منطق این فرضیه بر این اساس استوار است که بخشی از بی‌ثباتی‌های افغانستان از رقابت‌های ژیوپولیتیکی مرتبط با این مرز تاریخی تأثیر می‌پذیرد. از این منظر، مهار نفوذ پاکستان در افغانستان و جلوگیری از گسترش ناامنی به آسیای میانه، می‌تواند یکی از زمینه‌های همگرایی منافع میان روسیه، ایران و حکومت طالبان باشد. با این حال، هرگونه بحث درباره حمایت رسمی روسیه از تغییر مرزهای موجود، همچنان در سطح تحلیل و گمانه‌زنی قرار دارد.

در بعد اقتصادی نیز افغانستان در مرکز رقابت کریدورهای منطقه‌ای قرار گرفته است. برخی تحلیلگران معتقدند تلاش برای دور زدن افغانستان در پروژه‌های ترانزیتی از سوی برخی بازیگران منطقه‌ای، می‌تواند منافع روسیه، ایران و حتی چین را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، ثبات افغانستان نه تنها یک مسئله امنیتی، بلکه بخشی از رقابت بزرگ اقتصادی و ژیوپولیتیکی منطقه محسوب می‌شود.

سفر وزیر دفاع طالبان به مسکو را می‌توان فراتر از یک دیدار نظامی معمول ارزیابی کرد. همکاری‌های دفاعی، امنیت آسیای میانه، رقابت کریدورهای اقتصادی، تنش‌های افغانستان و پاکستان و حتی بحث‌های مرتبط با خط فرضی دیورند، همگی در چارچوب این تحولات قابل تحلیل‌اند.

در سطح راهبردی، این احتمال نیز قابل طرح است که روسیه و ایران در کنار تأمین ثبات امنیتی افغانستان، به دنبال شکل‌گیری یک ساختار سیاسی باثبات‌تر و فراگیرتر باشند. در چنین سناریویی، نزدیک ساختن جریان‌های سیاسی و اپوزیسیون همسو با مسکو و تهران به روند مشارکت در قدرت، می‌تواند بخشی از تلاش برای افزایش مشروعیت داخلی و کاهش شکاف‌های سیاسی در افغانستان باشد.

همزمان، برخی تحولات فرهنگی منطقه نیز قابل توجه است. طرح تقویت زبان فارسی در تاجیکستان و توجه فزاینده به پیوندهای فرهنگی میان کشورهای فارسی‌زبان، از دید برخی ناظران می‌تواند بازتابی از احیای تدریجی گفتمان حوزه تمدنی خراسان باشد؛ حوزه‌ای که در حافظه تاریخی منطقه با اقتدار دولت‌های احمدشاه درانی و نادرشاه افشار نیز پیوند خورده است.

بر اساس این فرضیه، روسیه و ایران ممکن است در پی آن باشند که به جای تشدید رقابت‌های قومی، نوعی همگرایی میان اقوام فارسی‌زبان و پشتوزبان افغانستان را در چارچوب یک دولت مقتدر و باثبات تشویق نمایند؛ زیرا از منظر بسیاری از بازیگران منطقه‌ای، ثبات پایدار افغانستان نه در تداوم شکاف‌های داخلی، بلکه در شکل‌گیری یک حاکمیت فراگیر، برخوردار از مشروعیت ملی و قادر به تأمین امنیت کریدورهای اقتصادی منطقه امکان‌پذیر است.

اگرچه بخش مهمی از این سناریوها هنوز در سطح فرضیه‌های ژیوپولیتیکی قرار دارند، اما مجموعه تحولات اخیر نشان می‌دهد که افغانستان بار دیگر به نقطه تلاقی رقابت‌های امنیتی، اقتصادی و تمدنی منطقه تبدیل شده است؛ رقابت‌هایی که نتیجه آن می‌تواند بر آینده افغانستان، آسیای میانه و موازنه قدرت در سراسر منطقه تأثیر عمیق بر جای گذارد.

تحریریه خبرگزاری مبنا

واحد مرکزی خبر و تحلیل

تحریریه مبنا، قلب تپنده روایت در خبرگزاری مبنا. اینجا جایی است که خبرنگاران و دبیران ما، دور از هیاهو، داده‌های خام را به خبر و تحلیلی قابل استناد تبدیل می‌کنند.